السيد جعفر السجادي

191

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

محدود و دوم حد است . در جاى ديگر گويد « 1 » حد عبارت از صورت تفصيلى است كه به وسيله الفاظ متعدد بيان وضع چيزى را مىكنند اگر يك لفظ به آن دلالت مىكند به صورت اجمال . خلاصه سخن اين است كه حد يعنى تعريف و شناساندن چيزى و عبارت از بيان تفصيلى امرى است به اين معنى كه يك شىء را كه به طور اجمال با يك لفظ بيان مىكنند با الفاظ متعدد و بر شمردن خصوصيات ، جنس و فصل و اعراض آن شىء ، آن را معرفى كنند . حدوث نفوس - نظر ملا صدرا دربارهء حدوث و قدم نفوس در شواهد الربوبيه بدين‌سان آمده است : اشراق ششم : در بيان حدوث نفوس انسانى . بايد دانست كه نفس انسان موجودى است جسمانى الحدوث ( بدين معنى كه در آغاز امر و ابتداى حدوث و تكون ، از همين مواد و عناصر موجود در اين عالم پديد مىگردد و در اين هنگام صورتى است قائم به بدن ) ولى پس از استكمال و خروج از قوه به فعل و طى مراتب كمال موجودى است روحانى البقاء ( كه در بقاى ذات خويش نيازى به بدن ندارد ، بلكه قائم به ذات خويش و فاعل بدون آلات و ادوات جسمانى است ) . دليل بر صحت اين مدعا اين است كه هر موجودى كه مجرد از ماده است هيچ امر غريبى عارض و لا حق بر ذات او نخواهد شد . زيرا قبلا گفته شد كه جهت قوهء قبول و استعداد پذيرش هر عارض غريبى بازگشت مىكند به امرى كه در حد ذات خويش قوهء صرف و عارى از فعليت و متحصل به وجود صورى است كه موجب قوام و فعليت اويند و اين امر نيست مگر هيولاى جرمانى . پس فرض تجرد نفس از ماده ( قبل از نيل به اعلى درجات كمال ، با علم به اين‌كه نفس قبل از نيل به اعلى درجات كمال ، محل عروض عوارض و لواحق غريب است ) مستلزم افتراق و تعلق او است به ماده ( زيرا لحوق عوارض بدون وجود ماده ممكن نيست . پس فرض تجرد نفس از ماده مستلزم فرض اقتران و تعلق او است به ماده ) و فرض اقتران نفس به ماده خلاف فرض تجرد او است ( و اين برهان برهان خلف است كه در فن منطق بيان گرديده ) و به زودى بطلان تناسخ بر شما معلوم خواهد شد ( و بنابراين نبايد گفت كه نفس در همه حال مجرد از ماده است . « 2 » فى حدوث النفس الفلاسفة قد اختلفوا فى هذه المسألة ، فالمشهور من فلاطون و من تبعه انه ذهب الى قدمها ، و ذهب ارسطو و من وافقه الى حدوثها بحدوث البدن ، و الحق ان النفوس الانسانية بما هى نفوس حادثة بحدوث البدن ، و بما هى فى علم اللَّه من حيث حقيقتها الروحانية قديمة بقدم علمه تعالى ، فهى جسمانية الحدوث روحانية البقاء ، عند ما استكملت و خرجت من القوة الى الفعل . و البرهان على ذلك : ان كل مجرد عن المادة و عوارضها لا يلحقه عارض قريب ، لما ثبت و تقرران جهة التجدد و الحركة و الاستعداد ، راجعة كلها الى امر هو فى ذاته قوة محضة لا يحصل لها الا بما يحلها من الصورة و الهيآت ، و ليس هو الا

--> ( 1 ) تفسير ملا صدرا ، ص 48 . ( 2 ) ترجمه شواهد ، صص 165 - 166 .